سه‌شنبه ۲۱ مهر ۱۴۰۵ - ۱۰:۳۳
از جذب و مغزشویی تا کنش سیاسی؛ فرقه‌های مخرب چگونه سازمان‌دهی می‌شوند؟

حوزه/ حجت‌الاسلام عبدالرحیم بیرانوند، مدیر اندیشکده حافین، در ادامه دوره جریان‌شناسی «شبکه آشوب»، ساختار تشکیلاتی فرقه‌های مخرب را تشریح کرد و به شبکه‌های انسانی و رسانه‌ای، شیوه‌های جذب و کنترل نیروها، دوگانگی سیاسی و ویژگی‌های مشترک این جریان‌ها پرداخت.

به گزارش خبرگزاری حوزه، دوره جریان شناسی "شبکهٔ آشوب" با ارائه حجت الاسلام عبدالرحیم بیرانوند؛ مدیر اندیشکده حافین در موضوع «ساختار تشکیلاتی فرقه‌های مخرب؛ از شبکه‌سازی انسانی و رسانه‌ای تا نفوذ سیاسی پنهان» تقدیم شما فرهیختگان می شود.

* نقش فرقه‌ها در اغتشاشات و جنگ تحمیلی دوازده‌ روزه

در جنگ قبلی، یعنی در واقع در جنگ تحمیلی دوازده‌روزه، نقش فرقه‌ها، نقشی تبیینی برای دشمن و نقشی در ادراک‌سازی و اقناع‌سازی بود تا جامعه را به سمت اغتشاشات سوق دهند. جنگ تحمیلی دوازده‌روزه از طریق ادراک‌سازی همین فرقه‌ها و جریان‌های مخرب به وجود آمد.

این‌ها طی سفرهایی که به اسرائیل داشتند، تلاش کردند اسرائیل را متقاعد کنند که به کشور ما حمله کند. آقای رضا پهلوی را برای او تور اسرائیل‌گردی بردند و برای وحید بهشتی تور اسرائیل‌گردی گذاشتند. این‌ها را به نشست‌های امنیتی بردند و در کنست حضور دادند.

از سه سال قبل، این‌ها گرا دادند و کد دادند که اگر شما در یک شب به بیت سران کشور جمهوری اسلامی، خانه مسئولان و فرماندهان ارشد نظامی، دانشمندان هسته‌ای و مراکز هسته‌ای حمله کنید، چه اتفاقی می‌افتد. این موارد را گفته بودند و محتوای آن نیز امروز در فضای مجازی موجود است.

لذا این اغتشاشات، یک اجماع موقت بود. وقتی می‌گویم اجماع موقت، علتش این است که این‌ها همه برای خودشان ادعایی دارند. هر فرقه، هر نحله و هر طریقت، خودش را ناجی و بقیه را خاطی و گمراه می‌داند. شما به صفحات این‌ها که می‌روید، می‌بینید مدام به یکدیگر فحش و فضیحت نثار می‌کنند و همدیگر را قبول ندارند.

اما اینجا، چون به دنبال مزدوری بودند، وحدت کردند؛ یک اجماع موقت داشتند و به تعبیری، یک جنگ احزاب فرق و ادیان، اپوزیسیونی و ضدانقلاب شکل گرفت.

* شبکه انسانی؛ نخستین بخش ساختار تشکیلاتی فرقه‌ها

این‌ها یک ساختار تشکیلاتی دارند. توضیحاتی را خدمت شما عرض می‌کنم.

یکی از بخش‌های این ساختار، شبکه انسانی است. اغلب این فرقه‌ها و نحله‌ها شبکه انسانی دارند. شبکه انسانی آن‌ها نیز به این شکل است که یک لیدر در رأس دارند، پیروانی دارند، مریدانی دارند و افرادی که تأثیرگذارند.

حالا مثلاً شما وقتی این را در میان دراویش گنابادی می‌برید، یک جور است و وقتی در سازمان مجاهدین خلق بررسی می‌کنید، مدل دیگری دارد؛ اما از یک ساختار تشکیلاتی پیروی می‌کنند.

این ساختار تشکیلاتی، بخشی دارد که همان شبکه انسانی آن‌هاست. برای مثال، در جایی قطب دارند، بعد شیخ‌المشایخ دارند، مزون دارند، مجاز نماز دارند و تعریف‌های مختلفی از این دست دارند.

در فرقه‌ای مانند عرفان حلقه، لیدر دارند و مستر دارند. خوب است با این تعابیر به‌صورت جزئی هم آشنا شویم. شما همین را وقتی در مسیحیت بررسی می‌کنید، با مدل دیگری مواجه می‌شوید.

نکته مهم این است که همه این‌ها ساختار تشکیلاتی دارند. عمده این ساختار، شامل لیدر، افرادی که مرید و پیرو هستند و افراد تأثیرگذار است.

افراد تأثیرگذار حتی ممکن است سمت رسمی نداشته باشند؛ ولی مثلاً فردی رسانه‌ای هستند یا جایگاهی برای خودشان کسب کرده‌اند که ما از آن‌ها به‌عنوان فرد تأثیرگذار نام می‌بریم.

* شبکه رسانه‌ای؛ صفحات و بسترهای ارتباطی فرقه‌ها

این فرقه‌ها معمولاً شبکه رسانه‌ای هم دارند. اغلب این فرقه‌ها صفحات و سایت‌های مربوط به خودشان را دارند. در تلگرام، اینستاگرام، ایکس یا یوتیوب، به اسم خودشان صفحه دارند.

در کنار این فعالیت‌های رسانه‌ای که انجام می‌دهند، از روش‌ها و فنون مغزشویی استفاده می‌کنند. فنون خاص مجاب‌سازی استثماری، تعبیری است که ما به کار می‌بریم.

این جریان‌ها محتوای التقاطی دارند؛ از محتواهایی که توأم با بدعت و انحراف است. باورهای این‌ها اغلب دارای انحرافات جدی در حوزه اعتقادی، فقهی و اخلاقی است.

* ساختار خودکامه؛ دشواری خروج از تشکیلات

معمولاً ساختار این‌ها، یک ساختار خودکامه است؛ یعنی بالاترین گناه، جدا شدن از تشکیلات است. خیلی از این افراد وقتی وارد همین فرقه‌ها می‌شوند، بعد از مدتی می‌فهمند مسیرشان اشتباه است؛ ولی آن‌قدر فضا را سخت می‌گیرند که آن افراد جرئت نمی‌کنند از فرقه بیرون بیایند.

عناوین، انگ‌ها و برچسب‌هایی به این افراد می‌زنند تا نتوانند بیرون بیایند. می‌گویند این فرد نفوذی است، بریده است، اعتقاداتش ضعیف بوده، اطلاعاتی است یا عقیده‌اش فلان است.

من مواردی دارم که فرد می‌گوید: «من ده سال در فرقه بودم. از همان اوایل هم فهمیدم مسیرم، مسیر اشتباهی بوده؛ اما می‌ترسیدم.» این را نیز در اغلب این فرقه‌ها می‌توانیم ببینیم.

در سازمان مجاهدین خلق، این رویه بسیار مرسوم است. کسانی که به پادگان اشرف رفتند و گیر کردند، نتوانستند بیرون بیایند. چرا؟ چون از جانشان می‌ترسیدند؛ از اینکه دوستانشان به آن‌ها خیانت نکنند یا اطرافیانشان به آن‌ها خیانت نکنند. موارد این‌چنینی زیاد بوده است.

* سیاست اعلامی و سیاست اقدامی؛ دو چهره فعالیت فرقه‌ها

خیلی از این جریان‌هایی که در داخل کشور هستند، یک رویکرد دارند. این هم نکته بسیار مهمی است که در ساختار تشکیلاتی این‌ها، که بحث امروز ماست، اهمیت دارد.

این‌هایی که در داخل کشور ابتدائاً با رویکرد سنتی فعالیت می‌کنند، شعاری دارند. می‌گویند مثلاً درویشی ربطی به سیاست ندارد، مجموعه ما ربطی به سیاست ندارد، طریقت ما ربطی به سیاست ندارد و عرفان ما ربطی به سیاست ندارد.

اما می‌شود گفت این‌ها یک سیاست اعلامی دارند که همین است و یک سیاست اقدامی دارند که چیز دیگری است.

در ادعا، به بهانه و با شعار اینکه فرقه ما، نحله ما، جریان ما یا گروهک ما نمی‌خواهد کار سیاسی کند و ما غیرسیاسی هستیم، این‌ها برای افراد دام پهن می‌کنند.

همین که این افراد وارد می‌شوند، بعد از مدتی با برنامه‌های آیینی که دارند، آن فرقه، پس از اینکه افراد را به‌تدریج شست‌وشوی مغزی داد و تثبیتشان کرد، سیاست‌های اقدامی خود را آغاز می‌کند.

اغلب این فرقه‌های انحرافی و مخرب را در اغتشاشات و فتنه‌ها کجا می‌بینید؟ نقطه مقابل جمهوری اسلامی. وقتی به این فرقه‌ها نگاه می‌کنید، اولین چیزی که به ذهنتان می‌آید این است که انگار این دانه را برای مریدانشان پاشیده‌اند؛ برای روز مبادا.

اتفاقاً برخلاف آن شعاری که اعلام می‌کردند و می‌گفتند ربطی به سیاست نداریم و در سیاست دخالت نمی‌کنیم، سیاسی‌کارترین افراد همین‌ها می‌شوند.

الان مثلاً در تشیع لندنی که می‌روید، صفحات این‌ها، کانال‌های این‌ها و شبکه‌های ماهواره‌ای این‌ها مدام می‌گویند ما سیاسی نیستیم، ربطی به سیاست نداریم، برنامه سیاسی پخش نمی‌کنیم و اخبار نداریم. جالب است که همین‌ها در فتنه‌ها و بزنگاه‌ها، سیاسی‌کارترین افراد می‌شوند. تندترین رفتارهای تکفیری و براندازی مربوط به همین جریان‌ها و امثال این‌هاست.

* سیاست شترمرغی؛ رویکرد متناقض در بزنگاه‌ها

این‌ها یک سیاست شترمرغی دارند. من بعضی وقت‌ها این تعبیر را به کار می‌برم. مثال آن کسی بود که به شترمرغ گفت: تخم بگذار. گفت: من شتر هستم. گفت: سواری بده. گفت: مرغم.

این‌ها آن موقعی که باید نسبت به وطنشان، مبانی‌شان، آرمانشان و دینشان اعلام موضع کنند، می‌بینید یک چیز دیگر هستند. برعکس، آنجایی که دشمن مقداری نفوذ پیدا می‌کند، این‌ها دقیقاً سیاسی می‌شوند و رویکردشان بسیار خطرناک می‌شود.

* سه وجه مشترک فرقه‌های مخرب

این‌ها عمدتاً یک وجه اشتراک دارند. شما اسم‌های این‌ها را کنار بگذارید؛ مثلاً وهابیت، عرفان‌های نوظهور، تصوف و درویشی، مسیحیت تبشیری و جریان‌هایی که رویکرد نوظهوری پیدا کرده‌اند.

عمده این‌ها سه وجه مشترک دارند:

۱. فریب و دروغ؛ ابزار جذب و کنترل نیروها

در میان فرقه‌های مخرب، فریب، تأکید می‌کنم فریب و دروغ، حرف اول را می‌زند. فریب و دروغ برای جذب، حفظ و کنترل نیروها نقش کلیدی دارد.

۲. فاصله میان ظاهر و واقعیت درونی فرقه‌ها

معمولاً در این فرقه‌های مخرب، آن چیزی که نشان می‌دهند، نیست. فرقه‌ها آن چیزی که می‌نمایانند، نیستند.

ظاهرشان دعوت به معنویت است؛ اما وقتی وارد فرقه می‌شوید، می‌بینید اصلاً بویی از معنویت در آن نیست. شعار عرفانی دارند، اما شما چیزی نمی‌بینید.

عرفان یعنی چه؟ اغلب این‌ها یک دورهمی و پاتوق‌هایی درست کرده‌اند و برخی از افراد آسیب‌پذیر را نیز به روش‌های مختلف جذب می‌کنند.

آنجا می‌بینید مثلاً در برخی از این طریقت‌ها، نمی‌گویم همه دراویش، بلکه برخی از همین طریقت‌های صوفیه که شعارشان عرفان است، عده‌ای عشق سبیل دور هم نشسته‌اند و سری تکان می‌دهند.

بعد هم تیپ و قیافه و رفتار و کردار این‌ها به چیزی می‌خورد که به عارف و صوفی نسبت داده می‌شود. لذا امروز اغلب این‌ها تهی و خالی از محتوا هستند و بیشتر به شکل تشکلات حزبی با کارکرد سیاسی شکل گرفته‌اند.

۳. نبود تصویر درست از مناسبات درونی فرقه

نکته آخر این است که افرادی هم که وارد این تشکیلات می‌شوند، هیچ‌وقت تصویر درستی از مناسبات درونی فرقه ندارند.

من بارها با افرادی که وارد این فرقه‌ها شده‌اند صحبت کرده‌ام. طرف ده سال یا پنج سال عضو یک فرقه بوده است. وقتی می‌خواهید از او سؤال بپرسید که بالاخره مبانی اعتقادی شما چیست، بزرگان شما چه کتاب‌هایی دارند، چه چیزی را تعلیم می‌دهند و غایت و هدف نهایی شما کجاست، اغلب این‌ها تصویر درستی ندارند.

این دقیقاً یکی از مؤلفه‌های فرقه مخرب است. فرقه‌هایی که مخرب‌اند، افراد را سردرگم می‌کنند و آن فرد وقتی وارد مجموعه می‌شود، دقیقاً نمی‌داند از کجا آمده و می‌خواهد به کجا برود.

شنیدن و دانلود صوت

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha